مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
شکـر خـدا کـه نـوکـر اولاد حـیـدرم از خادمان خـانـۀ موسی ابن جعفرم بیهـیچ منّـتی به گـدا نان رساندهای مسکـیـن بمـانم از همه با آبـرو تَـرم دار و ندار من به فدای شما که هست دارایـیام نـگــاه شـمـا ســایـۀ ســرم میلادی و عزای شما یک بهانه است تا پر بگیرد این دل سرگشته تا حرم یـا أیـهـاالـعـزیـز فــدای شـمـا شــوم یا أیها الکـریـم کـرم کـن که نوکـرم امشب به سوی کوی تو پرواز میکنم امشب دلم به سوی حریم تو عازم است مِهر تو مستحبِّ مؤکد؛ نه؛ لازم است نظم امور منطـق قـطعی خالق است قانون عشق مصحف و احکامْ ناظم است امشب به لطف شاه خراسان مسافرم تا کاظمین مـرغ دلِ شاد عازم است نقش دو گـنبد است به پیـش نگاه من چشمم به دستهای پر از نور کاظم است باب الحـوائـج آمـده حـاجـتروا شدم مدیـون خـانـوادۀ موسی ابن جعفریم از عـاشـقـان مـکـتـب آل پـیـمـبـریـم شکر خدا که در تب و تاب ولایـتـیم مست و قلندرِ مِی و صهبای حیدریم بـاید نـشـان دهـیـم که دلدادۀ حـسـین باید نشان دهـیم که تا حشر نوکـریـم بوی مـحـرّم آمده دل را حـرم کـنـید باید نشان دهیم که از جنس کـوثـریم پای عَـلَـم نـوای همه نـیـنـوایی است چـشم انـتـظـار آمـدن وصل دلـبریـم در کاظمین و کرببلا ندبهخوان شدیم |